نقد و بررسی فیلم مرد خاکستری | رایان گاسلینگ در عمل

مرد خاکستری پرفروش ترین فیلم اکشن نتفلیکس با بازی رایان گاسلینگ است که با روایت خود مخاطبان را ناامید می کند. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.

قبل از هر چیز باید پذیرفت که فیلم مرد خاکستری فقط یک فیلم تبلیغاتی و پاپ کورنی است که در آن هیچ داستان جذاب و هیجان انگیزی یافت نمی شود و فقط باید به عنوان یک نمایش سرگرم کننده به آن نگاه کرد. اگر فکر دیگری شما را به مرد خاکستری هدایت کند، مطمئناً ناامید خواهید شد. مرد خاکستری ادامه همان فرمول قدیمی در شرکت های فیلمسازی است، اگر داستانی برای توجه نداشته باشید قطعا جذابیت ستاره هایتان و بودجه کلان شما را نجات می دهد. مرد خاکستری که ادامه فیلم های اکشن کمتر داستان محور نتفلیکس است، ثابت کرد که این شبکه همچنان به ستاره ها متکی است و البته می تواند از این سیاست درآمد زیادی به دست آورد.

مرد خاکستری اولین فیلم از سری رمان های مرد خاکستری است که 200 میلیون دلار برای نتفلیکس هزینه کرد و البته برادران روسو موفق شدند این اثر را در لیست پربیننده ترین و پرفروش ترین فیلم های جهان قرار دهند. این شبکه به دنبال این فروش چشمگیر، مدیران شبکه اعلام کردند که دنباله ای برای این فیلم بر اساس سری کتاب های مرد خاکستری ساخته خواهد شد. مرد خاکستری یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های پرفروشی است که نتفلیکس تا به حال تامین مالی کرده است، اما آیا این بلاک‌باستر تابستانی جاری می‌تواند چیزی شبیه جیمز باند یا ماموریت غیرممکن باشد و خواسته‌های مدیران پلتفرم را برآورده کند؟ این فیلم با این یک قسمت چند روز در ذهن مخاطب می ماند و آیا می تواند او را منتظر قسمت های بعدی کند؟

قسمت هایی از داستان فیلم بعداً مشخص خواهد شد

مامور شش در مهمانی مرد خاکستری

در اینجا، رایان گاسلینگ نقش یک مامور ناشناس سیا با نام مستعار Sierra Six را بازی می کند. در طی یکی از ماموریت هایش، او متوجه می شود که همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست و مافوق هایش درگیر یک سری خرابکاری های فاجعه بار هستند. سیرا سیکس از طریق یکی از قربانیانش به یک پرونده مهم دست می یابد و سیا وحشی ترین مامور خود را به دنبال او می فرستد. گاسلینگ که آخرین بار در نقش نیل آرمسترانگ دیده شد و قبل از آن در فیلم هیجان انگیز درایو بازی کرد و خاطره خوبی را در رمان عاشقانه لالالند برای ما به یادگار گذاشت، در این فیلم مرد خاکستری به دلیل نوع داستان سرایی و پرداخت های دیگر برای مخاطب ناشناخته است. عناصر و به نظر می رسد که نتفلیکس فقط روی چهره گاسلینگ سرمایه گذاری کرده است.

مرد خاکستری با ایده معمول فیلم های جاسوسی و اکشن همراه است، بدون کمترین خلاقیت و نوآوری در داستان که باید مخاطب را با خود همراه کند. داستان و تمام موتیف‌های روایی فیلم به نظر آشنا هستند و مرد خاکستری، آخرین فیلم برادران مارول روسو، از همه چیزهایی الهام گرفته شده است که در فیلم‌های جاسوسی مانند جیسون بورن و جیمز باند و غیره دیده‌ایم. یک سیستم اطلاعاتی فاسد، داده های حیاتی برای تغذیه اخبار جهان، گروگان گیری، ماموران زن جذاب، یک محیط بان کاریزماتیک و قهرمان برای کشف نقشه های مقامات غیرمسئول و نجات جان مردم بی گناه.

بزرگترین عیب مرد خاکستری داستان پوچ است که برادران روسو برای تریلر خود انتخاب کردند. جدا از اینکه ایده یک ایده تکراری است، رویدادها و گره های طرح نیز چیزی برای گفتن ندارند. وقایع داستان به دور از هرگونه تعلیق قابل تشخیص رخ می دهد و اضطراب ناشی از کنش نمی تواند بر مخاطب تأثیر بگذارد. در واقع، انفجار ساختمان، سوار شدن بر تراموا و پریدن از ارتفاع، رویدادهایی نیستند که بتوان از آنها به عنوان گره های اضطراب و سناریو استفاده کرد. از طرفی همه چیز آنقدر کار می شود که مخاطب از اتفاقاتی که نمایش داده نمی شود مطلع می شود و می تواند برنامه های بعدی را به درستی حدس بزند.

مامور سیمز در تراموا در فیلم مرد خاکستری

وقتی قهرمان داستان از مشکلات و مسائل فوق العاده سختی عبور می کند، فیلم می تواند در ذهن مخاطب تنش و هیجان ایجاد کند. درست است که مامور شش در یک حمله قدرتمند از برخورد است، اما دشمنان او آنقدر قوی نیستند که به او ضربه بزنند و مخاطب را وارد یک داستان هیجان انگیز و پرتنش کنند. از نظر سبک داستانی، چالش های کم عمق فیلم و بازده های ضعیف باعث شده که اثر صرفاً پوسته ای از فرم باشد و داستان بدون تاثیرگذاری به پایان برسد. از آنجایی که این فیلم اثری شخصیت محور است و داستان آن برگرفته از شخصیت سیکس است، لازم بود این شخصیت با انواع فشارهای درونی و بیرونی مواجه شود تا شخصیتی ماندگار در ذهن مخاطب ایجاد کند.

  نام ورزشگاه بارسلونا به «اسپاتیفای در نیوکمپ» تغییر یافت!

از نظر سبک داستانی، چالش های کم عمق فیلم و بازده های ضعیف باعث شده که اثر به صورت پوسته ای از فرم بایستد و داستان بدون تاثیر زیادی به پایان برسد.

نوع پرداخت شخصیت های این فیلم شخصیت محور و ارتباط بین آنها را باید از دیگر مشکلات این اثر دانست. آنها شخصیت های تک بعدی هستند که فقط اجمالی از خشونت را نشان می دهند و کار دیگری نمی توانند انجام دهند. کریس ایوانز، که نقش یک مامور روان پریش را بازی می کند، مانند یک باند خارج از کنترل عمل می کند و همه چیز را به هم می زند. در این شرایط نه اطلاعات بیشتری از او داریم و نه فیلم کدهایی برای یافتن این شخصیت در اختیار ما قرار می دهد. از سوی دیگر، آنا دی آرماس که دارای تیپ جذابیت زنانه است، نوع رابطه اش با سیکس را مشخص نمی کند و نشان نمی دهد که واقعاً به دنبال چه چیزی است. اما مهم ترین علامت سوال در شیمی رابطه در این فیلم متعلق به دو شخصیت سیکس و کلر است. مامور شش جان خود را برای یک دختر نوجوان به خطر می اندازد، اما فیلم هرگز مشخص نمی کند که این دو مرد در گذشته چقدر صمیمی بوده اند و کیفیت رابطه آنها چگونه بوده است.

مشکل مهم تری که تماشاگران با مرد خاکستری مواجه خواهند شد این است که نمی توان تشخیص داد که فیلم واقعاً درباره چه چیزی است؟ و مامور شش می خواهد بعد از این تعقیب ها چه کاری انجام دهد؟ وقتی نگاهی کلی به فیلم بیندازیم که از هیچ تلاشی برای سرگرم کردن تماشاگر دریغ نمی‌کند، احساس ما در خلا خواهد بود که چرا این داستان در وهله اول ساخته شده است. مرد خاکستری تکلیف خود را با اهداف Six روشن نمی کند و مخاطب در این فکر می ماند که آیا این شخصیت می خواهد اطلاعاتی را فاش کند یا برادرزاده دوستش را نجات دهد. شش مانند یک مرد سرگردان است که دقیقاً نمی داند هدفش چیست و فقط باید یک اسلحه بردارید و همه را در مسیرش بکشد.

  بهترین شرکت های سئو ایران کدام اند؟

لئود با تفنگ در فیلم مرد خاکستری

مرد خاکستری یک پروژه عالی در سطح فنی است، اثری که سعی دارد با فرمت اکشن و آن سیستم پر زرق و برق سبک بصری خود، نقاط ضعف خود را بپوشاند. به عبارت دیگر، مرد خاکستری قصد دارد تا با استفاده از اکشن، هیجان و تعلیق را به نمایش بیاورد. البته شکی نیست که تماشاگر از دیدن انفجار، جلوه های ویژه و برخورد لذت خواهد برد، اما قطعاً این چیدمان تضمینی برای وفادار ماندن مخاطب به فیلم و حفظ آن در خاطره نیست. مرد خاکستری با رنگ، انفجار، تعقیب و گریز، تیراندازی و جلوه های ویژه زنده است، اما در غیر این صورت چیزی برای ارائه ندارد.

هدف مرد خاکستری این است که فقط با استفاده از اکشن، هیجان و تعلیق را به نمایش بیاورد

حال باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا Six می تواند مانند مامور 007 به مجموعه ای تبدیل شود و بازخورد خوبی در ذهن مخاطب به جا بگذارد؟ پاسخ این است که مرد خاکستری شروع به مدل سازی فیلم های هیجان انگیز جاسوسی موفق از پایه می کند و همه چیز آشنا خواهد بود. اثری که غیر از اکشن، چیز دیگری برای عرضه ندارد. در واقع، فقدان داستان سیکس و عدم شخصیت پردازی شخصیت مانع بزرگی برای این هدف نتفلیکس خواهد بود. مرد خاکستری هنوز یک فیلم پرفروش پاپ کورن است که به زودی از آگاهی عمومی پاک خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید