بررسی انیمیشن بین کهکشانی 2022 (Entegalactic). معرفی آلبوم موسیقی!

انیمیشن Entergalactic انیمیشنی متفاوت از نتفلیکس برای معرفی آلبوم موسیقی است. با نقد این انیمیشن همراه زومجی باشید.

این انیمیشن بین کهکشانی که در ابتدا قرار بود به صورت سریال از نتفلیکس تولید و پخش شود، اکنون پس از 4 سال پیش تولید، به عنوان اپیزود سریال ویژه از این پلتفرم پخش شده است. این انیمیشن که ادای احترام به کارتون های دوبعدی است، به نوعی اقتباس از آلبوم موسیقی جدید خالق آن اسکات ماسکودی (کید کودی) نمایش داده می شود. در واقع، کید کودی به جای معرفی آهنگ ها از طریق یک سری ویدیوهای مرتبط، آلبوم خود را از طریق یک داستان انیمیشن معرفی می کند.

Entergalactic یک سفر انیمیشن بزرگسالان است که به زندگی سیاه و عاشقانه مدرن می پردازد و جهان را همانطور که برای روایت است انتخاب می کند. رئالیسم عجیبی از زندگی امروزی این اثر را القا می کند که هم معنای داستان های کلاسیک را نشان می دهد و هم مخاطب را به دنیای جذاب داستان های مدرن می کشاند. موقعیت های کمدی، داستان واقع گرایانه، سیاست ضد سفید به همراه تصاویر رنگارنگ چیزی است که می توانید در این انیمیشن به دنبال آن باشید.

دوست جبار به بررسی انیمیشن بین کهکشانی می پردازد

این انیمیشن به نوعی ترکیبی از کمیک و زیبایی شناسی هنر خیابانی و گرافیک است. Entergalactic منعکس کننده جهان بینی قهرمان داستان، جباری، به عنوان یک هنرمند خیابانی است که اکنون باید شخصیت های خود را به شخصیت های کمیک بوک تبدیل کند. مخاطب در این 90 دقیقه نیویورک را از نگاه جباری و داستانی عاشقانه با تصاویر کارتونی خواهد دید. کید کودی بازیگر نقش جباری در این انیمیشن به تازگی به آپارتمانی جذاب نقل مکان کرده است. او در ساختمان جدید با یک عکاس آشنا می شود و یک رابطه عاشقانه با او آغاز می کند.

این انیمیشن صرفا یک نمایش انیمیشن برای معرفی یک آلبوم موسیقی است و نمی توان در آن به دنبال نگرش های عمیق بود.

Entergalactic یک داستان عاشقانه اساسی را با طرح ساده ای روایت می کند که ایده آن را می توان در بین تمام داستان های عاشقانه یافت. ایده و طرح این انیمیشن چندان قابل بررسی نیست و تلاش مخاطب برای یافتن مسیر عشق حماسی بی نتیجه خواهد ماند. در واقع انیمیشن بین کهکشانی داستانی ساده و به دور از تنش های عاشقانه معمول خواهد بود، چیزی شبیه زنگ تفریح ​​پس از تماشا و شنیدن داستان های چالش برانگیز و پرتنش که مخاطب را به چالش های عمیق می کشاند.

  موفقیت Ghost of Tsushima منجر به انتشار Like a Dragon: Ishin در غرب شد.

قبل از تماشای انیمیشن Entergalactic باید در نظر داشته باشید که هدف سازندگان این نمایش با ارائه این اثر هنری چیست. لازم به ذکر است که این انیمیشن صرفا یک نمایش انیمیشنی برای معرفی یک آلبوم موسیقی است و نمی توان به دنبال نگرش های عمیق در آن بود. همانطور که مخاطب یک موزیک ویدیو از تماشای یک ویدیو لذت می برد بدون اینکه دنبال روابط دراماتیک و داستانی خاص در بین چیزی که می بیند، حالا هم باید از همین منظر به این اثر نگاه کند و مثل یک آهنگ با رنگ ها و حال و هوایش. به عبارت دیگر، Entergalactic یک فرم آزمایشی است که در آن گرافیک و برخی شخصیت ها برای ارائه یک کلاژ از مقدمه آلبوم ترکیب می شوند.

دوست جبار در انیمیشن بین کهکشانی می خندد Entergalactic اهداف معمول غول های انیمیشن را دنبال نمی کند و نمی توان از این انیمیشن انتظار داشت که دنیاهایی را که در پیکسار و دیزنی اتفاق می افتد خلق کند. در واقع، این انیمیشن فقط یک تصویر از یک بزرگسال است که باید به عنوان یک راهنما عمل کند. نه به دنبال جهان بینی خاصی است و نه می توانید فکری هیجان انگیز از آن استخراج کنید. این انیمیشن از ایده ابدی عشق استفاده می کند، ایده ای که در همه داستان ها مسیر جذابی ایجاد می کند، اما در این انیمیشن به بن بست می رسد، زیرا اینجا هیچ چیز عمیق و در جستجوی تفکر برتر نخواهد بود.

Entergalactic فاقد بسیاری از چیزهایی است که فیلم و انیمیشن می سازد. وقتی این نمایش هدف خود را بداند، از رسیدن به یک طرح قابل قبول باز می ایستد و مضامین عاشقانه معمول را دنبال می کند، نه اکشن کافی وجود دارد و نه روابط دراماتیک منسجمی که بتوان از آن صحبت کرد، کل این انیمیشن با یک روایت و داستان قوی تغذیه می شود. اتفاقات بسیار ساده و خالی از تنش است و مخاطب در اضطراب گیر نمی کند و شاهد زندگی روتین دو هنرمند خواهد بود. داستانی که نه چیزی به آن می افزاید و نه راهی تازه برایش می گشاید. دنیای این نمایش دنیایی ساده و بدون پیچ و خم هایی است که هر بیننده انیمه ای به آن نیاز دارد و به دنبال آن است. دنیایی ساده، امن، بدون تنش و بدون رویداد که اتفاقات جالبی را در پیرنگ رقم خواهد زد.

  آیفون 14 پرو مکس و آیفون 14 پرو + قیمت و مشخصات فنی ارائه شد

دنیای این نمایش دنیایی ساده و بدون پیچ و خم هایی است که هر بیننده انیمه ای به آن نیاز دارد و به دنبال آن است.

شخصیت ها و همچنین داستان و فضایی که در آن حرکت می کنند فاقد حس چند بعدی از خودشان هستند و نه می توان هدف خاصی را در آنها پیدا کرد و نه شاهد رشد و تغییر آنها بود. جباری قهرمان داستان از ابتدا تا انتهای انیمیشن تنها یک هویت را نشان می دهد و آن هم فکر و احساسی است که به همسایه اش دارد. در راه رسیدن به همسایه عکاسش، او نه تغییر می کند و نه یک چالش جدی را رد می کند، تمام آنچه وجود دارد نگرانی های سطحی با نگرش هایی است که فاقد ابعاد دوستانه یک انیمیشن است. این شخصیت به قدری سطحی و قابل پیش بینی است که گاهی حوصله مخاطب سر می رود و تنها رل با ژست های سیگاری اش سرگرم می شود. انیمیشن ها با توجه به ماهیت خود، قطعا به شخصیت های قوی و به یاد ماندنی نیاز خواهند داشت، شخصیت هایی که از دنیای واقعی به دنیای کارتون ها عبور کرده و اتفاقات شگفت انگیزی را هم در دنیای واقعی و هم در دنیای غیرواقعی خلق می کنند. قابلیتی که این انیمیشن با آن فاصله زیادی دارد.

اوریون انیمیشن بین کهکشانی را بررسی می کند

Entergalactic یک انیمیشن با موسیقی متن بسیار جذاب به همراه تصاویری رنگارنگ و باشکوه است. می توان گفت هماهنگی بین سبک بصری و موسیقی اثر تنها جنبه مثبت این انیمیشن است. Entergalactic با هدف تحت تاثیر قرار دادن مخاطب با رنگ و هر چیزی که آنها نیاز به دیدن و شنیدن دارند. این انیمیشن در مدیریت سبک بصری بسیار خوب و عالی است و رنگ ها و گرافیک ها را به درستی مدیریت کرده است اما این جنبه از انیمیشن ها را نمی توان آنقدر در نظر گرفت که مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.

در این انیمیشن هیچ شخصیت فرعی و خاطره انگیزی وجود ندارد، نمی توان به دنبال اتفاقات و مشکلات بزرگ در آن بود و نمی توان همیشه آن را به خاطر آورد. حتی کار جباری که گاهی او را در خود غرق می کند، نمی تواند جنبه جذاب و پرمعنای فیلمنامه را ایجاد کند. به همین دلیل، Entergalactic را تنها می توان به عنوان مجموعه ای از انیمیشن های نمایش دهنده یک آلبوم موسیقی دید. تصاویری که در ادامه می آیند نباید داستان عجیب و پرتعلیق را بیان کنند و فقط باید مجموعه ای از تصاویر عاشقانه برای تعدادی آهنگ و موسیقی باشند.

در واقع سازنده این انیمیشن در ابتدا هم همین قصد را داشته است، دیدگاهی که باید برای Entergalactic داشته باشیم این است که این نمایش رنگارنگ نمی خواهد ما را به دنیای عجیب و دشوار انیمیشن ببرد، بلکه فقط می خواهد دنیایی رمانتیک باشد. ، بی نهایت ساده و بدون پیچ های عمیق را به ما نشان دهید. اگر از این منظر به انیمیشن نزدیک شویم، می توان گفت کید کودی و کارگردان اثر موفق بوده اند، اما اگر بخواهیم از آلبوم موسیقی کنار آن بگذریم، Entergalactic به هیچ وجه انیمیشن جذابی را به مخاطب یادآوری نمی کند.

دیدگاهتان را بنویسید