برداشتن نیمی از مغز عملکرد آن را به نصف نمی رساند

این تحقیق به منظور بررسی انعطاف پذیری و درک مغز انجام شد. پلاستیسیته به توانایی مغز برای بازیابی در نیمکره آسیب نخورده هنگامی که یک نیمکره آسیب می بیند، اشاره دارد.

نوروپلاستیسیته یا به عبارت دیگر پلاستیسیته مغز اصطلاحی است که به هر دو شکل پذیری سیناپسی و غیرسیناپسی اشاره دارد و به تغییرات در مسیرهای عصبی و سیناپس ها مربوط می شود که از تغییرات رفتاری ناشی می شود، مانند تغییرات ناشی از آسیب فیزیکی.

دانشمندان علوم اعصاب زمانی فکر می کردند که انعطاف پذیری عصبی فقط در دوران کودکی رخ می دهد، اما تحقیقات در نیمه دوم قرن بیستم نشان داد که بسیاری از جنبه های مغز حتی در بزرگسالی نیز قابل تغییر یا انعطاف هستند. با این حال، مغز در حال رشد نسبت به مغز بالغ درجه انعطاف پذیری بالاتری از خود نشان می دهد. انعطاف پذیری وابسته به فعالیت می تواند پیامدهای مهمی برای رشد سالم، یادگیری، حافظه و بهبودی پس از آسیب مغزی داشته باشد.

شرکت کنندگان در این مطالعه جدید توانستند به درستی تفاوت بین کلمات یا چهره ها را با دقت بیش از 80 درصد تشخیص دهند.

توانایی مغز برای سیم کشی مجدد خود

جمع آوری مقادیر زیادی از بافت مغز به محققان اجازه می دهد تا توانایی مغز برای بازسازی و سازگاری با آسیب یا عوارض جراحی را مطالعه کنند. این تحقیق تلاش می‌کند انعطاف‌پذیری مغز انسان را بررسی کند و دریابد که آیا یک طرف مغز می‌تواند عملکردهایی را انجام دهد که معمولاً بین دو نیمکره تقسیم می‌شوند.

شایان ذکر است که توانایی مغز در تغییر و تنظیم مجدد خود پس از آسیب، نوروپلاستیسیتی نامیده می شود.

  ممنوعیت استفاده افراد زیر 18 سال در تبلیغات در فضای مجازی

دکتر مرلین برمن، نویسنده ارشد این مطالعه و استاد چشم‌شناسی و روان‌شناسی در دانشگاه پیتسبورگ و کارنگی ملون، می‌گوید: «کار با بیماران تک‌کره به ما اجازه می‌دهد تا حدود بالایی ظرفیت عملکردی یک نیمکره مغز را مطالعه کنیم. با نتایج این مطالعه، اکنون به پنجره نوروپلاستیسیتی انسان می‌پردازیم و در نهایت می‌توانیم به بررسی احتمالات سازمان‌دهی مجدد مغز بپردازیم.

موضوع تحقیق

این مطالعه بررسی می‌کند که وقتی مغز هنوز انعطاف‌پذیر است و مجبور به ایجاد تغییرات است، چه اتفاقی برای آن می‌افتد. محققان 40 شرکت کننده را که در کودکی تحت عمل جراحی برداشتن یک نیمکره مغز برای کنترل تشنج قرار گرفته بودند، بررسی کردند.

برای ارزیابی توانایی‌های تشخیص کلمه، محققان جفت‌هایی از کلمات مشابه را به شرکت‌کنندگان ارائه کردند که هر کدام تنها دارای یک حرف متفاوت بود. علاوه بر این، برای ارزیابی اینکه چقدر می‌توانند چهره‌ها را تشخیص دهند، به هر فرد تصویری از دو نفر در یک صفحه نمایش داده شد. این تصاویر یا کلمات تنها برای کسری از ثانیه بر روی صفحه نمایش ظاهر می شوند. سپس شرکت‌کنندگان باید تعیین می‌کردند که آیا جفت چهره‌ها یا کلمات مشابه یا متفاوت هستند.

نتیجه

تیم تحقیقاتی در نهایت دریافتند که یک نیمکره مغز دقیقاً از هر دو عملکرد پشتیبانی می کند. محققان نشان دادند که دقت شرکت کنندگان در این مطالعه بیش از 80 درصد بود و جالب اینکه این میزان دقت صرف نظر از اینکه نیمکره چپ یا راست مغز برداشته شده باشد وجود داشت.

دکتر مایکل گرانواتر، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه پیتسبورگ، می گوید: «با اطمینان می گویم که از دست دادن نیمی از مغز معادل از دست دادن نیمی از عملکرد کلی آن نیست.

  لوگوی اتحادیه اروپا برای توییتر ایلان ماسک!

این مطالعه چشم انداز مثبتی را برای بیمارانی به ارمغان می آورد که به دلیل تشنج های صرع نیاز به برداشتن نیمکره های مغزی یا به اصطلاح نیمکره برداری دارند.

نیمکره‌کتومی یک عمل جراحی بسیار نادر مغز است که در آن یک نیمکره مغز برداشته یا غیرفعال می‌شود. این روش جراحی برای درمان بسیاری از حملات تشنجی با منشاء صرع که بخش بزرگی از نیمکره مغز را تحت تاثیر قرار می دهد، استفاده می شود. این روش تنها در موارد شدید که بیمار به درمان دارویی و سایر روش های جراحی که کمتر تهاجمی هستند پاسخ نمی دهد استفاده می شود. امروزه نیمکره‌کتومی به عنوان تهاجمی‌ترین عمل شناخته می‌شود، هرچند خطرناک‌ترین عمل نیست.

دکتر گرانواتر می‌گوید: «اگرچه نمی‌توانیم با قطعیت پیش‌بینی کنیم که چگونه هر کودک ممکن است تحت‌تاثیر نیم‌کره‌کتومی قرار گیرد، نتایجی که در این بیماران مشاهده می‌کنیم، دلگرم‌کننده است. هرچه بیشتر بتوانیم در مورد تاب آوری بعد از جراحی درک کنیم، اطلاعات و شاید راحتی بیشتری می توانیم به والدینی که تصمیمات دشواری در مورد برنامه درمانی فرزندشان می گیرند، ارائه دهیم.

این تحقیق به محققان اجازه می دهد تا عملکرد مغز انسان و توانایی آن برای سازماندهی مجدد خود تحت شرایط خاص را بهتر درک کنند.

این تحقیق در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS) منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید